تبليغاتX
ღஜღسمت خیال دوستღஜღ
ღஜღسمت خیال دوستღஜღ

من وضو با تپش پنجره ها می گیرم

به تو عادت دارم، مثل پروانه به آتش، مثل عابد به عبادت

و تو هر لحظه که از من دوری، من به ویرانگری فاصله می اندیشم

در کتاب احساس واژه فاصله یک فاجعه معنا شده است

تو توانایی آنرا داری که به این فاجعه پایان بخشی.

براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد

تحریر شده در یکشنبه بیست و هفتم تیر 1389ساعت 2:46 به قلم ღندا ღ| |

براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد

الهی در عطای عیدانه مبعث به کرم خود بنگر نه طاعت من

که آنچه تو را شاید،از هیچ کس بر نیاید

 

عید مبعث مبارک

تحریر شده در شنبه نوزدهم تیر 1389ساعت 17:16 به قلم ღندا ღ| |

تو رو از خاطرم برده تب تلخ فراموشی

دارم خو میکنم با این فراموشی و خاموشی

چرا چشم دلم کوره،عصای رفتنم سسته

کدوم موج پریشونی تو رو از ذهن من شسته

خدایا فاصلت تا من خودت گفتی که کوتاهه

از اینجا که من ایستادم چقدر تا آسمون راهه؟

من از تکرار بیزارم،از این لبخند پژمرده

از این احساس یاسی که تو رو از خاطرم برده

به تاریکی گرفتارم،شبم گم کرده مهتابو

بگیر از چشمای کورم عذاب کهنه ی خوابو

چرا گریم نمیگیره؟مگه قلبه من از سنگه!

خدایا من کجا میرم؟کجایه جاده دلتنگه؟

میخوام عاشق بشم اما تب دنیا نمیذاره

سر راه بهشت من درخت سیب میکاره


 

تحریر شده در چهارشنبه دوم تیر 1389ساعت 1:48 به قلم ღندا ღ| |

شگفتا
        که نبودیم
عشقِ ما
            در ما
                  حضورِمان داد.

پیوندیم اکنون
آشنا
چون خنده با لب و اشک با چشم

 

واقعه‌ی نخستین دمِ ماضی.

 

 

غریویم و غوغا
                 اکنون،
نه کلامی به مثابهِ مصداقی
که صوتی به نشانه‌ی رازی.

 

 

هزار معبد به یکی شهر...

 

بشنو:
گو یکی باشد معبد به همه دهر
تا من آنجا برم نماز
که تو باشی.

 

چندان دخیل مبند که بخشکانی‌ام از شرمِ ناتوانی‌ خویش:
درختِ معجزه نیستم
تنها یکی درختم
نوجی در آبکندی،
و جز اینم هنری نیست
که آشیانِ تو باشم،
تختت و
         تابوتت.

 

 

یادگاریم و خاطره اکنون. ــ

 

دو پرنده
یادمانِ پروازی
و گلویی خاموش
یادمانِ آوازی.


تحریر شده در جمعه بیست و یکم خرداد 1389ساعت 12:0 به قلم ღندا ღ| |


من از چشمان خود آموختم همسایه داری را

که هر عضوی به درد آید به جایش دیده می گرید

***

چشم گر شود کم سو٬ بار عینک کشد بینی

پس از بینی بیاموزیم٬ رسم مهربانی را

تحریر شده در یکشنبه شانزدهم خرداد 1389ساعت 23:11 به قلم ღندا ღ| |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ